تبليغاتX
IMAN

IMAN

Every thing

خوشبختی

از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت
خدا گفت آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم
با خود فکر کرد و فکر کرد
اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم
خداوند به او داد
اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم
خداوند به او داد
اگر ..... اگر ....... واگر
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود
از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم
خداوند گفت باز هم بخواه
گفت چه بخواهم هر آنچه را که هست دارم
گفت بخواه که دوست بداری
بخواه که دیگران را کمک کنی
بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی
و او دوست داشت و کمک کرد
و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند
و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد
رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست
در نگاه و لبخند دیگران
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 15:31  توسط فاطمه  | 

مصاحبه جنجالی با نیما شاهرخ شاهی و شاهرخ استخری

مصاحبه جنجالی با نیما شاهرخ شاهی و شاهرخ استخری دو بازیگر مطرح سینمای ایران و رسانه ملی,از این دو بازیگر سوال هایی پرسیده می شود که جواب آنها بسیار جالب و جنجالی می باشد.
http://www.farscinema.com/images/stories/tvnews/nimavashahrukh/nimavashahrukh00.jpg

در سریال فاصله ها رابطه پدر و پسر تیره بود,آیا شما هم در آینده پدر شوید همین درگیری ها با بچه های تان دارید؟

نیما شاهرخ شاهی:اگر پدرم شوم شک نکن از کارهای پسر شاید هم دخترم سر درمی آورم.بدون این که نیاز به کنکاش خاصی داشته باشم.می دانم لحظه به لحظه اش را چطور سر می کند و چه برنامه ای برای زندگی اش دارد.پس بچه ام نمی تواند سر من کلاه بگذارد به هر حال ما خیلی به هم نزدیکیم(با خنده).

شاهرخ استخری:می دانی,به نظر من پدرها باید با فرزندشان دوست باشند و با آگاهی و البته احتیاط پدرانه از دور مراقب فرزندانشان باشند.والا اختلاف نظر هست که من سعی می کنم در زندگی کمترش کنم.

کمی در مورد عشق صحبت کنید,آیا عاشق می شوید؟

نیما شاهرخ شاهی:عشق مال بچه گربه است!اصلا همین رو از طرف من بنویسید که عشق مال بچه گربه هستش.ببین اگر بخواهیم در مورد عشق واقعی حرف بزنیم,عشق به خدا معنی می دهد.برای من کلمه عشق,فقط عشق به خداست و مادرم و خواهرم.

شاهرخ استخری:خوب عشق باید واقعی باشد نه از روی دوستی و....اگر برخی از دیوار های کنار خودمونو حفظ کنیم و از ورود تمایلات ناخواسته جلوگیری کنیم مطمئن باشید به عشق واقعی زندگی خواهید رسید,اول باید عاشق خدای خود شد تا همان خدا ما را عاشق کند.

نیما مجرد هستی؟

نیما شاهرخ شاهی:بله

نظرت راجع به ازدواج چیست؟

نیما شاهرخ شاهی:قطعا ازدواج خواهم کرد ولی در آینده ای دور.

چرا آینده ای دور؟

نیما شاهرخ شاهی:برای اینکه به نظرم ازدواج سن دارد.باید به یک پختگی کامل رسید و بعد وارد ازدواج شد.اما ازدواج یک امر خیلی خوبی هست و هرچقدر بگویی دیر ازدواج می کنم زودتر اتفاق می افتد!(با خنده)

آیا کارهای روتین خیلی استرس دارد؟

شاهرخ استخری:ببینید چون همزمان کار در حال پخش است و شما نیز در حال بازی برای ساخت قسمت های بعدی سریال.من چهار کار روتین داشتم که سریال های فاصله ها و دلنوازان از پر استرس ترین آنها بود ولی خدایا شکر که خیلی خوب انجام شدند و مردم راضی بودند.

نیما شاهرخ شاهی:خوب من در زمان ساخت فاصله ها باید در سریال ملکوت هم بازی می کردم به خاطر همین شاید برخی مواقع نقش خودم را گم می کردم حتی در حال بازی در یک فیلم سینمایی هم هستم.واقعا کار روتین سخت هستش.

شاهرخ خانواده ات چه ویژگی هایی دارند؟

شاهرخ استخری:مادر من نقاشی می کشد و خواهر کوچکترم هنر می خواند,اما پدرم و خواهر بزرگترم بیشتر اهل علم هستند,پدرم مهندس شیمی است و خواهرم فوق لیسانس تغذیه و من که رشته ام مهندسی صنایع گرایش برنامه ریزی و تحلیل های سیستم است ولی بازیگرم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 12:52  توسط IMAN  | 

گفتگو با پل استر

پل استر، نويسنده‌اي جهاني است كه چند سالي است خوانندگان ايراني نيز با آثار وي آشنا هستند. خجسته كيهان ، الهه دهنوي، مهسا ملك مرزبان از جمله مترجماني هستند كه برخي از كتاب‌هاي وي را به فارسي برگردانده‌اند.
 
بعضي از كتاب‌هاي استر، نظير «سفر در اتاق تحرير» گاه با چهار ترجمه مختلف از چهار مترجم در يك مقطع زماني به بازار كتاب راه پيدا كرده كه نشانه اقبال اين نويسنده بين مخاطبان ايراني است، هر چند در قياس بين آنها تفاوت‌هاي مشهودي به چشم مي‌خورد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 12:28  توسط IMAN  | 

۴ مجموعه تلویزیونی که منتظرشان هستیم

اندک اندک فصل استراحت مجموعه های تلویزیونی در حال اتمام است و علاقه مندان نیز که این مدت را تحمل کردند، خودشان را برای تماشای فصل های جدید از این مجموعه های تلویزیونی آماده می کنند…

دکستر، رویای تاریک بین

۲ جایزه از گلدن گلوب و ۲۳ جایزه دیگر به همراه ۷۶ مرتبه نامزد برای کسب جایزه از موفقیت های این مجموعه تلویزیونی است. با اینکه این مجموعه تلویزیونی فوق العاده برای یک شبکه خصوصی پخش می شود اما هر قسمت از فصل ۴ آن به طور میانگین ۲٫۶ میلیون بیننده داشت.
آقای مایکل سی هال، بازیگر نقش دکستر، قبلا به نوعی سرطان به نام لنوم هاجکین مبتلا شده بود که خوشبختانه ایشان توانستند سلامتی خود را اندکی بعد به دست بیاورند تا خیلی ها را از تماشای بازی زیبایش محروم نکرده باشند…

داستان
سریال، زندگی روزانه ی دکستر مورگان را دنبال می کند. دکستر در اداره ی پلیس میامی کار می کند و وظیفه اش این است که در صحنه های جرم حاضر شود و گزارش و نظر خودش را درباره ی اتفاقی که آنجا افتاده است، ارایه کند. دکستر در محیط کارش سعی می کند آدمی عادی و به قول کویین یک “لب گیک” دیده شود و در وقت های آزادی که نصیبش می شود به ماموریت های تاریک خود برسد. ماموریت های تاریک دکستر شامل از بین بردن افرادی است که مرتکب قتل شده اند و بنا به دلایلی، مثلا در دسترس نبودن مدارک کافی، از دست قانون گریخته اند و آزادانه در جامعه زندگی می کنند و گاها به جرم و جنایت های خود ادامه می دهند…

 کمربندهای تان را محکم ببندید، پخش فصل جدید (فصل پنجم) دکستر از ۲۶ سپتامبر آغاز خواهد شد. این فصل نیز ۱۲ قسمتی خواهد بود.

سوپرنچرال

مجموعه تلویزیونی موفقی که از دیدگاه من بسیار خوب توانسته با بیننده خود ارتباط برقرار کند. لوکیشن های متنوع نیز زیبایی این سریال ماورا طبیعی را دو چندان کرده است. از همه مهم تر بازی بسیار خوب جنسن اکلس و جرد پادالکی است که نمی توان به سادگی از آن گذشت. نمره ی بالای ۹٫۳ کاربران سایت metacritic و همچنین نمره ی ۹ که IMDB به سوپرنچرال داده است نیز می تواند گواهی بر این ادعا باشد.

داستان
سریال درباره ی دو برادری ست که به دلیل شرایط پیش آمده در زندگی شان مجبور به شکار انواع موجودات شیطانی می شوند که مطمنا اکثر مردم اعتقادی به وجود آنها ندارند.
در ابتدای سریال و فصل اول، مادر دین و سم وینچستر توسط شیطانی به دلایلی که در فصل سوم خواهید دید، کشته می شود و این شروعی است برای ماجراجویی پدرشان، جان. دین به مانند پدرش به “شکار” این نوع موجودات می پردازد ولی سم به علت اختلافاتی که با پدرش داشت به دانشگاه می رود و صاحب نامزدی! به نام جسی می شود. و راهش را اصطلاحا از دین و پدرش جدا می سازد ولی داستان از آنجایی آغاز می شود که دین خودش را به سم می رساند و به او اطلاع می دهد که پدرشان در جریان شکاری گم شده است…

دقیقا یک سال و دو هفته ی پیش درباره سوپرنچرال نوشته بودم. در فصل جدید، عزازیل دوباره باز خواهد گشت. البته نگران نباشید، دین تنها نیست. کستیل قدرت گذشته ی خودش را که به واسطه ی هبوط از دست داده بود دوباره به دست خواهد آورد. اولین قسمت از فصل جدید (ششم) سوپرنچرال جمعه ۹ شب ۲۴ سپتامبر پخش خواهد شد.

فرینج

آقای آبرامز که پیش از این لاست را ساخته بود، کارش را با داستانی متفاوت و زیبا ادامه داد. داستانی با معماهای بسیار و شگفت انگیز…

داستان
اولیویا دانم (بازیگری آنا تورو) یک افسر پلیس فدرال آمریکا در بوستون است. شعبه اف بی آی این شهر بخشی نیمه‌ سری دارد بنام اداره فرینج، که در آن مامورانی موظفند معماهای جنایی غیرمتعارف و دیگر مسایل غیر عادی را حل کنند. دانم به کمک یک نابغه علمی بازنشسته از دانشگاه هاروارد بنام پروفسور والتر بیشاپ که از اختلالات روانی رنج می‌برد (و چندین سال در حبس بوده ‌است)، و نیز پسرش پیتر بیشاپ متوجه می‌شود که منشا بسیاری از اتفاقاتی که رخ میدهد، وجود ارتباط ‌هایی با جهان‌های موازی می‌باشد…

فروردین ماه سال جاری درباره ی فرینج به طور خلاصه صحبت کرده بودم. اگر یادتان باشد، هنگامی که اولیویا به جهان موازی رفته بود طی یک درگیری با همزاد خود عوض شد. همزادی که از طرف دکتر بیشاپ جهان مجازی، ماموریت هایی داشت… اولین قسمت از فصل جدید (سوم) درباره اولیویا است که ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۰ از شبکه فاکس پخش خواهد شد.

وی؛ همیشه در صلح خواهیم بود

آنا که سر دسته ی “بازدید کننده”هاست، شطرنجی بازی خواهد کرد که تا به حال ندیده اید. او آنقدر زیرک است که می تواند نوع بشر را به راحتی فریب دهد…

داستان
سفینه های فضایی بر فراز آسمان ۲۹ شهر بزرگ جهان ظاهر می شوند. آنا، رهبر “بازدید کننده ها” در بدو ورود اظهار میکند که به دلیل نیاز به آب و مواد معدنی کره ی زمین اینجا هستند و با این پیغام که همیشه در صلح خواهند بود حضور خودشان را برای مردم متعجبی که هراسان ورود آنها را در سرتاسر جهان مشاهده می کنند، توجیه میکند. کم کم با گذشت سریال خواهید دید که “بازدیدکننده ها” برخلاف آنچه که ادعا میکنند اهداف دیگری در سر دارند…

پاییز سال گذشته درباره این سریال نوشته بودم. می توانید متن آن را تحت عنوان “در صلح خواهیم بود، همیشه؛ نگاهی به سریال V” بخوانید. در فصل اول دیدیم که اریکا اوانس و گروه مخفی اش با کمک ستون پنجمی ها خیلی خوب توانستند جلوی آنا و دست نشانده های او که به طور پنهانی در بین مردم در حال انجام ماموریت بودند را بگیرند. پخش فصل دوم سریال وی از نوامبر امسال آغاز خواهد شد.

دیگر تجربه ها…
فلش فروارد
: خیلی خوب کار خودش را آغاز کرد اما قسمت به قسمت ضعیف تر می شد به طوری که در انتهای فصل اول، ۸ میلیون بیننده را از انتخاب این سریال پشیمان کرد! بازی مبتدیانه ی بعضی از بازیگران نیز در اواسط سریال کاملا مشهود بود. نتیجه ی کار این شد که به علت ریتینگ های ضعیف، شبکه ی ABC تصمیم گرفت فلش فروارد را تعطیل کند.

اشخاص ناشناخته: زمانیکه متوجه شدم Christopher McQuarrie این سریال را ساخته است بدون تردید تماشای سریال را آغاز کردم. آقای Christopher McQuarrie سازنده فیلم های مظنونین همیشگی و والکری است. سریال با یک ایده ی فوق العاده آغاز شد. یک سری افراد برای آزمایش بر روی رفتارشان در دهکده ایی که هیچ راه خروج ندارد دزدیده می شوند. ناظرانی نیز با استفاده از دوربین هایی که در سرتاسر دهکده کار گذشته شده است، رفتار آنها را زیر نظر می گیرند. این سریال نقاط ضعفی دارد. امیدوارم در فصل دوم، نقاط ضعف با تکیه بر تجربه ی Christopher McQuarrie حل شوند و شاهد یک مجموعه ی کامل و عالی باشیم.

Haven: این سریال بر اساس رمان آقای استیون کینگ ساخته شده است. رمان های مشهور ایشان خوراکی برای فیلم سازان شناخته شده ایی مانند استندلی کوبریک (درخشش) و فرانک دارابونت (رهایی از شائوشنگ، مسیر سبز و مه) بوده است. سریال Haven اما خوب ساخته نشده است. تماشای یک قسمت کافی بود تا پرونده ی این مجموعه تلویزیونی را ببندم.

خون حقیقی
: انصافا سریال موفقی بوده است. برنده ی گلدن گلوب و ۱۱ جایزه ی دیگر شده است. قسمت به قسمت بهتر پیش می رود. تا آخرین قسمت پخش شده، ۲۹ اوت، این سریال توانست تعداد بینندگان خودش را تقریبا ۵ برابر کند. خون حقیقی لایق یک پست کامل است. اما از آنجایی که قسمت های زیادی از آن را ندیده ام، تا آن موقع بایستی صبر پیشه کنید!

اسپارتاکوس: خون و شن

اسپارتاکوس درباره ی انقلاب علیه برده داران جمهوری روم است. در این سریال، اسپارتاکوس فردی متفکر و تنومند به بیننده شناسانده می شود که لحظه به لحظه به این نتیجه نزدیک می شود که تنها راه برای آزادی، قیام علیه برده داران است. برده دارانی که از هیچ نیرنگی برای کسب درآمد از اسپارتاکوس و سایر گلادیتورها دریغ نمی کردند.
این سریال با جلوه های ویژه فراوان همراه شده است که کیفیت این مجموعه تلویزیونی را دو چندان کرده است. اسپارتاکوس: خون و شن از شبکه ایی خصوصی به نام استارز نیوزلند پخش می شود که توانسته در جذب بیننده برای این شبکه نیز موفق عمل کند.
نکته ی بسیار جالب که احتمالا در فصل دوم بیشتر درباره ی آن خواهیم دید این است که سنای روم فردی به نام کراسوس را برای سرکوب این قیام مامور می کند. سال ها بعد اتفاقات جالبی برای او رخ خواهد داد که پایین تر خواهید خواند…

روم:
سریال روم انتخاب بسیار مناسبی است. داستان درباره ی ژولیوس سزار و دیکتاتوری ماهرانه ی وی است. پخش این سریال به پایان رسیده است.
کراسوس (که بالاتر به آن اشاره شد) به همراه پومپه و ژولیوس سزار حکومتی به نام حکومت سه نفره (تریوم ویر) راه می اندازند. ژولیوس سزار، غرب و شمال اروپا را در اختیار خود می گیرد، پومپه نیز مرکز را تحت سلطه خود در می آورد و کراسوس نیز در مشرق زمین حضور می یابد. کراسوس، در افکارش تسخیر ایران و هند و تجدید افتخارات اسکندر را به همراه ۶۰ هزار نفر از لژیون هایش می پروراند. او جنگی را به همین منظور راه می اندازد اما کراسوس در این جنگ (جنگ حران) به همراه دیگر نیروهای کمکی که ژولیوس سزار برای او فرستاده بود از نیروهای ایرانی تحت فرماندهی سورنا شکست می خورد و خودش به همراه پسرش در این جنگ کشته می شوند.
داستان مجموعه تلویزیونی روم در واقع از این لحظه به بعد شروع می شود. اختلافات بین دو یار باقی مانده یعنی پومپه و ژولیوس سزار اوج می گیرد و دیکتاتوری بر جمهوری منحط شده سایه می افکند.

حاشیه درباره اسپارتاکوس: چندی پیش خبر می رسد که بازیگر نقش اول سریال اسپارتاکوس: خون و شن (پوستر بالا)، Andy Whitfield، که واقعا زیبا بازی می کند، مبتلا به سرطان “لنفوم غیر هاجکین” شده است (از همان نوع بیماری آقای سی هال!) که خوشبختانه مشکل ایشان برطرف می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:21  توسط IMAN  | 

ديوار

مادر خسته از خريد برگشت و به زحمت زنبيل سنگين را داخل خانه آورد.پسر بزرگش که منتظر بود،جلو دويد و گفت مامان،مامان! وقتي من در حياط بازي مي‏کردم و بابا داشت با تلفن صحبت مي‏کرد،تامي با ماژيک روي ديوار اتاقي که شما تازه رنگش کرده ايد،نقاشي کرد! مادر عصباني به اتاق تامي کوچولو رفت. تامي از ترس زير تخت قايم شده بود، مادر فرياد زد: تو پسر خيلي بدي هستي و تمام ماژيک‏هايش را در سطل آشغال ريخت.تامي از غصه گريه کرد. ده دقيقه بعد وقتي مادر وارد اتاق پذيرائي شد،قلبش گرفت.تامي روي ديوار با ماژيک قرمز يک قلب بزرگ کشيده بود و داخلش نوشته بود: مادر دوست دارم! مادر در حاليکه اشک مي‏ريخت به آشپزخانه برگشت و يک قاب خالي آورد و آن را دور قلب آويزان کرد.  تابلوي قرمز هنوز هم در اتاق پذيرائي بر ديوار است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 18:24  توسط فاطمه  | 

يک حرکت زيبا

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 9:38  توسط فاطمه  | 

از زبان بزرگان

دقایقی را كه به عیب جویی دیگران می گذرانیم، اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود كنیم، فایده های زیادی می بریم كه كوچكترین آن خودشناسی است.((؟))

شخص غایب همیشه مورد سرزنش است.((مثل لهستانی))

مردم حتی زمانی هم كه از شما می خواهند معایب شان را آشكارا به آنها بگویید، انتظار ستایش و تحسین دارند.((ویلیام سامرست موام))

مردم را در غیب همان گوی كه در [ پیش ] روی توانی گفت.((خواجه عبدا... انصاری))

مشكل ترین كارها این است كه انسان خود را بشناسد و آسانترین كارها این است كه از دیگران عیب جویی كند.((لردآویبوری))

وقتی مردم از كسی تعریف می كنند كمتر كسی باور می كند، ولی وقتی كه از كسی بدگویی می كنند همه باورشان می شود.((؟))

اگر ما دیگران را در سختیها و گرفتاریها دلداری دهیم، خود نیز آرام می شویم.((آبراهام لینكلن))

موفق ترین مدیران كسانی هستند كه تا وقتی " كهنه " خوب است از آن استفاده می كنند و به محض اینكه " نو " بهتر شد آن را در اختیار می گیرند.((رابرت وندرپول))

آن كس كه از اول می داند به كجا می رود، خیلی دور نخواهد رفت.((ناپلئون بناپارت))

اسارت و بندگی مردم به خود آنها و میزان تحمل رنج و قبول فداكاری شان بستگی دارد.((گاندی))

تو می كوشی كه آسوده تر باشی، من می كوشم كه دیگران آسوده تر از من باشند.((سعید نفیسی))

خود را قربانی كنیم بهتر است كه دیگران را.((گاندی))

گمان مبر كه هميشه دیگران تو را به آرمانت خواهند رساند.((اُرد بزرگ))

دانشمند شیمی كه با مواد خطرناك به آزمایش می پردازد و پزشكی كه در معرض ابتلا به بیماریهای واگیردار است، همه به دلیل وظیفه شغلی و احساس نبوغ خود فداكاری می كنند.((جان كاینرل))

فداكاری در دو مورد خوب است : اول اینكه تنها راه باقی مانده باشد و از هیچ راه دیگری غیر از جانفشانی نتوان به هدف مورد نظر دست یافت. دوم آنكه بدانیم دیگران با این فداكاری خوشبخت خواهند شد.((موریس مترلینگ))

آیا به یاد دارید كه در دوره حیات از دست شخصیت خودتان و آنچه كه نامش را «من» می گذارید، چقدر آسیب دیده اید؟ تمام اوقات تلخی ها، رنجها، زیانها، بدبختی ها و ناكامی های شما در طول مدت حیات از دست همین «من» بوده است.((موریس مترلینگ))

آتش را نمی توان با آتش خاموش كرد.((مثل یونانی))

اگر انسان یك روز از خودخواهی [ اش ] بگذرد، همه او را نیك خواهند گفت.((كنفوسیوس))

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 17:19  توسط فاطمه  | 

علمي و دانستني

1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت .

2- صداي اردک اکو ندارد .

3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است .

4- مورچه ها نمي خوابند .

5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد .

6- کد کشور روسيه 007 است .

7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي ماند .

8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند .

9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد .

۱۰- فاصله بين مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است .

۱۱- قلب شما روزی ۱۰۱۰۰۰ بار ميتپد.

۱۲- دهان شما روزی يک ليتر بزاق توليد ميکند .

۱۳- به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است.

۱۴- به طور موسط شما روزی ۵۰۰۰ کلمه صحبت ميکنيد که ۸۰٪ ان با خودتان است.

۱۵- در ۱۵۰ سال گذشته ميانگين قد افراد در کشور های صنعتی ۱۰ سانتی متر رشد داشته است .

 ۱۶- از دست دادن تنها ۱٪ از اب بدن موجب تشنگی ميشود.

۱۷ - مردان روزی ۴۰ و زنان روزی ۷۰ تار مو از دست ميدهند. 

 ۱۸- يک انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.

 ۱۹- عضله ای که به شما امکان چشمک زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک ميزنيد.زنن دو برابر مردان چشمک ميزنند .!!

 ۲۰- حدود ۱۳٪ مردم چپ دست هستند . اين رقم در گذشته ۱۱ ٪ بود .

 ۲۱- ناخن های دست ۴ برابر سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند .

 ۲۲حدودا دو سوم وزن بدن از اب تشکيل شده است .۹۲٪ خون ۷۵٪ مغز و۷۵٪عضلات از اب تشکيل شده اند .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 15:59  توسط IMAN  | 

Start

Salam

baraye hamin post nazarat ra ersal konid

faghat khosoosi lotfan

Montazeram

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 13:39  توسط IMAN  |